X
تبلیغات
آموزشی و تربیتی

آموزشی و تربیتی

پژوهش به حوزه های علمی محدود نیست. چون باور قالب مفهوم پژوهش فراترازدانسته هاوداشته های علمی وتجربی است. گرچه امروزمراد ازپژوهش، امرکیفی وفرهنگی نیزاست اما این امر درآغاز راه مختص بررسیهای کمی بوده است. «کیفیت» بنا به خصلت اندازه‌گیری سخت آن، زبانی غیر از توصیف وتحلیل نمیشناخت. زمانیکه ریاضیات جدیدبرای درک بهتر اززبان کیفی بهره جست ومفاهیم غیر رقمی نیز به جهان عدد ورقم نزدیکترشدند، بتدریج ثابت شد کیفیت نمی تواند از کمیت گریزان باشد و برعکس.

گستره علوم طوری تغییرپیدا کرده است که عصرحاضر راعصرشبکه های اطلاعاتی توهم رفته معرفی می‌کنند. چیزی که قبلاٌجداجدا بوده ورشد هرکدام نه «ریزوم وار» که درختی وبوته‌ایی بوده است. بوته‌هاودرخت‌های شبکه اطلاعاتی بهم پیوسته وگسترده فعلاٌ عمیق اند.امابتدریج عمق جای خودرا(دراین عصر)به عمق معکوس یا اوج میدهد.اینجاست که فضاومکان محل تعاملات اطلاعاتی اند.بهرحال تجارب علمی غیرآزمایشگاهی نیزچون تجارب آزمایشگاهی ازنقطه شروع تا انتها روشمند شده اند.عددها میتوانندکیفی شوندوکیف ها میتوانند عدد. نگاهی به پژوهش‌های انجام شده در ایران بیانگرتوجه جامع دانشمندان ومتفکران به مفهوم پژوهش است.مفهومی که نشانه‌های بی‌شماری ازروش پژوهش رادر بطن خود جای داده است.

مقاله علمی حاصل پژوهش علمی است. اما تجمع پژوهها و مقالات علمی، بما این مجال را میدهد که بانگاه به آراء متفکرین درمقالات چاپ شده به ارزیابی وتعریف وحتی آسیب‌‌شناسی آن دست یازیم. بجای تولید مقاله علمی در (باب پژوهش)،کافی است نگاهی به مقالات نگاشته شده بیندازیم تاابعاداین مفهوم، آشکارترگردد.

•سلطه اطلاعات بر تحقیقات

بدون شک اعتبارمقاله علمی(بخصوص مقالات تحلیلی) تنهامستندات یامکشوفات ذهنی وفلسفی نیست که انکشافات و یافته های عقلی و درونی، اعتبار خویش را از استنتاجات فردی میگیرند واگر بپذیریم فرد خود حاصل زمان ومکان و استعدادهای ذاتی خویش بوده است،نمیتوان یافته های فردی را کافی دانست (نمیگویم معتبر).حداقل اینکه یافته های فردی مرتب با انباشتگی تجربی خود و دیگران درحال تغییرشکل و جهت بوده و حتی گاهی ابطال پذیر میشود. تفاوت تدریجی که بین یافته های فردی قدیمی باجدید، آرام آرام دیده میشودنحوه بهره گیری آنها ازاطلاعات مختلف بیرون خودرا نشان میدهد. اگر اصل برتفهیم وانتقال یافته ایی تحلیلی درمتن باشد، این متن درصورتی معتبر محسوب میشود که تار و پود آن مبتنی برنتایج علوم قطعی و یا اطلاعات صحیح بوده باشد. ضرورت وجود اطلاعات در تحلیل وعلوم تحلیلی انکار ناپذیر است . اما چه نوع اطلاعاتی؟ نوع اطلاعات باید با موضوع تحقیق تناسب داشته باشد. حتی اگر گاه برخی از نحله ها ومکاتب فکری مصرباشندازهرعددی هرنتیجه تحلیلی استخراج کنند.بعنوان مثال بطور واضح نمی‌توان از«مقدارتولید گندم» به «تحلیل ارزش‌های هنری حاکم» رسید، گر چه چنین پیوندی حلقه‌های واصله و گم شده‌ایی دارد که حتی این مثال بعید الزهن را مسلم می‌کند.

• Head Parameter

زبانهای خارجی بخصوص انگلیسی،( واژگان و اصطلاحات این زبان) ومفاهیمی که ریشه تاریخی و لغوی دارند بخشی ازارزش ذاتی مقاله علمی رابخود اختصاص داده است. ترجمه واژه به واژه، کلمه به کلمه، فرمولهای علمی و حتی تک واژه ها در مقالات علمی- تجربی انتقال کیفیت ثابتی است که درهمه جای دنیابه یک اندازه معین شناخته می شود. فرمول آب درهمه جای دنیا ثابت است. قطر کره زمین و یا تخمین عمر زمین. اما از آنجا که داشته های علمی حامل مفاهیم درونی شده ایی نیزهستند، انتقال معنادچارسکته میشود. اینجاست که ساختگرایی کلمه وادبیات به اوج ‌رسیده و ارزش فزونی بخودمیگیرند. ارزشی که گاهی اضافی وحذف شدنی است. دراینصورت چه بسا مفهوم یا بیانی علمی از ارزش ذاتی خود، دور وبه ناکجا آبادی دیگر منحرف گردد. بسیاری ازکلمه‌های واحد انگلیسی درزبان فارسی دهها گونه معنی می‌یابند. با تب وموج جدید کلمه و واژه سازی،بسیاری ازاین کلمات ضد معنی خودشده ویاحداقل باتعدد کلمات به تششتت معنای ذهنی منجرمیشوند. این پریشانی واغتشاش بخاطرخلاء نظارتی علمی است.تشتت وپریشانی عرصه واژه‌سازی به اندازه‌ایی سریع و فراگیراست که گاه درحوزه‌های معرفت شناسی، مفهوم مکتب، تکنیک، فلسفه، و نحله فکری توهم رفتگی پیدا می‌کنند. مرزهای تمایزگر، از بین می‌روند و بسیاری از واژگان و مفاهیم روزمره و ژورنالیستی، معنی عمیق پیدا می‌کنند. بنابراین شناخت زبان خارجی به اندازه تسلط به زبان فارسی مهم است. اگر استفاده از منابع خارجی برخاسته ازنیازمتن علمی نباشد تدریجاٌ به نوعی "مدگرایی" گرایش پیدا میکند. "پارامترهای هسته ای" از چنین توجهی بحث می‌کنند.

• مقاله علمی

آنچه یک مقاله را علمی میکند رعایت قوانینی است که در پژوهش‌های آکادمیکی مهم محسوب میشوند. هدف مقاله، جهت مقاله، منابع ، منطق بکاررفته، اطلاعات دقیق، نتیجه‌گیری روشن، ازجمله اعتبار یک مقاله علمی است. با توجه به جدا بودن مفهوم علم و هنر، مقاله علمی هنری مقاله‌ایی است که بواقع پژوهشی بوده باشد. چون اساساٌ علم، هنر نیست وهنرنیزعلم. حتی اگر این علم، شامل بررسی کیفیت(ونه ساخت) یک اثر هنری بوده باشد. علم با هنر متفاوت است . گرچه می‌توان از منظر علم به هنر و از منظر هنر به علم نگریست اما نتیجه هیچکدام برای نقش علمی روبرو، الزام آور یا تعهد آور نیست. چرا که اساساٌ هنر به معنی نقدیاکیفیت نقد نیست. نقد هنر میتواند اثر هنری راقوام دهد. جریانی را قوی یاضعیف کند اما نمی تواند ادعای سازندگی هنری داشته باشد. یادمان باشد بدترین هنرمندان تارخ هنر بهترین منتقدان بوده اند. اثرهنری خاستگاه مجموعه استعدادهای بشری وذوق اوست. استعدادهایی که چون روحی به اثر هنری دمیده میشوند. درعالم هنر، یک هنرمند میتوانددر عالم دیوانگی یا شیدایی اثری شگرف خلق میکند اما یک منتقد نمی تواند در این عالم چیزی را نقد کند.

یک مقاله پژوهشی متشکل از۳مولفه است: تولید کنندگان،میانجی ها،مصرف کنندگان.مقاله علمی باهدف تاثیر بخشی برمصرف کننده وتعیین نوع مصرف نگاشته میشود. نویسنده ومحقق ازقبل میداند چراوچگونه میخواهد کیفیتی را به بیانی خاص مطرح کرده ونوع مصرف رامتناسب بانوع موادومصالح ومحتوای مقاله تنظیم کند.نویسنده مقاله پژوهشی حتی میزان تاثیر بخشی اثرش را اندازه گیری می کند.

ماهیت وجنس فرهنگ همانند علوم قطعی نیست. هرمیزان قوانین علمی ازتفسیر‌پردازی دورباشند قوانین و چهارراه‌های معانی علوم مفهومی،چون هنرتفسیربردارند.بنابراین سنجش مفاهیم وعلوم مربوط به فرهنگ را نمی‌توان همچون علوم قطعی مثل ریاضیات وشیمی معیارسنجی کرد. هدایت وجهت‌دهی تلاش ارباب فرهنگ و هنر، بخاطراقتدار سلطه روح کاپیتالیسم مصرف،بابن ‌ریشه‌ها وکنترل اعصاب جامعه،کاری است بسیارمهم، همانچیزی که درطول حیات کاپیتالیسم بارها مورد حمله متفکران غربی و غیر غربی قرار گرفته است. اگر این مجادله تاریخی را از زمان خویش برکنده و امروز آنرا ارزیابی کنیم، درخواهیم یافت کاپیتالیسم درخصوص اعتراض متفکرین دوگونه موضع گیری داشته است.

الف) اعتراضات را درون سیستم خویش تعریف کرده و خطر زدایی کرده است.

ب) با پیچیدگی فراوان این اعتراضات را به کنترل خود در آورده و جهت دار کرده است.

کنترل وجهت دهی اعتراضات خاص، فراتر ومهم‌تر ازاعتراضاتی است که باتوده گرایی اجتماعی شکل مپذیرد. سیستم کنترل مقاله‌های علمی درزمینه فرهنگ وادبیات بطور خودکار و طوری تنظیم شده است که احتیاج به هیچگونه بهره برداری ‌ابزاری ندارد.فضای تکنیکی، سلطه تکنولوژی وارزشگذاریهای علمی، هنری وادبی،تابع عوامل ثانوی اند. امروزه جشنواره‌های سینمایی غربی،مسابقات مهم ادبی به ابزاربودن دردست سیستم کاپیتالیسم متهم اند. باتوجه به دو جهت متضاد ( و به زعم برخی حتی متخاصم)‌ نمی توان قضاوت علمی را با جباریت ثانوی که بیشترصبغه تکنولوژیکی دارد پذیرفت. به چه دلیل میباید مفهومی غیر قطعی وفرهنگی راکه خاستگاهی غیر ازماده ومادی گرایی داردتحت کنترل ماده در آورد؟ ارزش پژوهشی یک مقاله فرهنگی یا هنری می باید از سلطه غربی نگری مادی خارج شود. چرا که ادعا می شود جهت فرهنگی هر تمدنی ممکن است کاملاٌ با دیگری متفاوت باشد. یکسان سازی و یکسان نگری فرهنگی در پدیده جهانی سازی با حفظ سلطه نگرش غربی تعمیم داده میشود. استقلال فرهنگی و حداقل باور تنوع فرهنگی اقتضاء می کند مقاله فرهنگی باید استانداردهای متغییر و حقیقی داشته باشند. این استانداردها وابستگی شدیدی به عوامل« هم زمانی» و « هم مکانی»دارند.

• مخاطب گرایی عام یا نخبه گرایی

اقناء مخاطب مقاله هدف نهایی نگرش آن نیست. چرا که اثبات موضوع مقاله هدف نهایی و غایت هر نویسنده است. اما توجه وحتی تشخیص و انتخاب نوع مقاله علمی شکل آرمانی ندارد. ما برای دهها هزار سال آینده نمی‌نویسیم بلکه هدفمان نگارش برای امروز است. چنین طلبی، پوسته شکل آرمانخواهی قدیمی را برانداخته و در درون سیستم روشنی قرارمی گیرد.مقاله پژوهشی افشاء، اثبات، احیاء وکشف مطلبی است بسیارمهم. البته نوع مخاطب یک مقاله، نوع توجه واهمیت بمراحل انجام آن را تحت تاثیرقرارمیدهد. آنچه موجب فروریزی ارزش نهایی پژوهش علمی محسوب میشود، برهم خوردن مرزبین مخاطب عام ومخاطب خاص است.مقاله علمی البته بوسیله مخاطب خاص ارزیابی میشود، اما در مفاهیمی چون مطلوبیت عام، شکل خاص ارزیابی علمی رانادیده گرفته و با اصرار، مقاله علمی را با هیجانات عامیانه درهم میآمیزد. چنین میلی(قضاوت پژوهش علمی با نگرش ها و فاکتورهای عامیانه چون مطلوبیت عام) نقطه مقابل سلطه جبارانه قضاوت ریاضی گونه و ماشین وار مقالات پژوهشی یامخاطب گرایی با نخبه گرایی متلاطم است. هدف مقاله علمی متناسب با موضوع کیفیت مقاله علمی از جمله نکات بسیار روشن در دقت بر پژوهش علمی است.

• اهمیت منابع علمی در رسایی پیام مقاله علمی

منبع علمی بخش مهمی ازاعتبارمقاله پژوهشی را شکل می دهد. منابع علمی فرهنگی و تاریخی، به لحاظ کثرت نقل قول دارای اعتبار میگردند امامنابعی که کمتر از این جایگاه برخوردارند ممکن است عوامل دیگری را برای غنی سازی جوهر مفهوم خود بخدمت گیرند. تناسب منابع علمی بامحتوای مقاله، تاکیدی بسیارمهم است.و الامنابع علمی معتبر به تنهایی نمی توانند فاکتور موفقیت مقاله علمی محسوب شوند.

• پـژوهش عـمیق

معنی پژوهیدن چیست؟جمع آوری اطلاعات؟ بررسی نتایج اطلاعات؟ بررسی پیوند مفاهیم درونی یک موضوع، جهت دارکردن همه ارکان مقاله برای اثبات موضوع مقاله؟دریک رویکردپژوهشی هدف چگونه شکل میگیرد؟ آیاهدف حاصل فرآیندی به نام پژوهش است یا نقطه آغاز یک پژوهش؟ آیا هدف مقاله یا پژوهش امری تحمیلی است یا اختیاری؟ پژوهش عمیق مسلماٌرسیدن به یک حقیقت یااثبات یک فرضیه است.تفاوت پژوهشهای علمی باعلوم انسانی، در عمیق بودن آن است. شاید بتوان عمیق بودن پژوهش علوم انسانی و هنر را، بادقیق بودن پژوهش علوم قطعی یکی دانست.نتیجه پژوهش علمی اگرصدها هزاربارهم تکرارشودباز مثل هم است در حالیکه نتیجه پژوهش های علمی حوزه فرهنگی وانسانی، ممکن است به تعداد پژوهش ها متفاوت و حتی متناقض باشد. پژوهش عمیق اینجا معنی پیدا می کند. یعنی تاییدگیری خود عقلانیت آدمها. چیزی که به نام منطق، از آن یاد می‌برند.

• پیوستگی شناخت پژوهش های هنری و مقالات هنری

هر پژوهش علمی در عرصه هنر می تواند پایه پژوهش بعدی قرار گیرد. مسلماٌ پژوهش سعی دارد نکته و زاویه تاریکی راروشن کند. بنابراین نمیتواندبه پیوستگی پژوهش‌های انجام گرفته شده بی‌توجه باقی بماند.در اتمسفر پژوهشی، همه کارهای انجام شده سنگین‌اند. پژوهش علمی نمی‌تواند به امور انجام شده بی‌توجه باشد.

• معرفی علمی یا اطلاعات علمی؟

بهمان میزان که بین دانشمندواندیشمندتفاوتی اساسی وجود دارد.بین اطلاعات و تفسیر نیز تفاوت اساسی وجود دارد. دانشمند یافته های خود رابر اساس آزمون و خطا و نتیجه تکرار پذیر بدست می آورد اما اندیشمند چنین روندی را طی نمیکند. "معرفت"مفهومی فراعلمی وحتی فراآگاهی است.چون یکسوی آن به معرفتگروسوی دیگرش به جامعه (خاص یا عام) منتهی می گردد. مقاله پژوهشی در عرصه هنر نمی تواند صرفاٌ پاسخ به این سوال باشد :

•"چگونه ساخته شد؟"

بلکه می باید پاسخ به این سوال نیز باشد:

•"چرا ساخته شد؟"

نبایداین اصل فراموش شودکه پژوهش هنری باکیفیتی بنام اثر هنری روبروست. چه بخشی ازخلق آثارهنری مستقیماٌ ازمعرفت عمومی کسب شده وچه بخشی ازآن بطورغیرمستقیم خلق شده است؟حتی مواردی چون توجه به خصلتهای فردی هنرمند که در علم روانشناسی مورد تاکید قرار می‌گیردنیز در نهایت تحت تاثیر عامل مافوقی چون جامعه است.

مثلاٌ امروزه در انواع تقسیم بندی های هنر به این عناوین بر می‌خوریم:

الف) هنر مردمی

ب) هنر آکادمیکی

ج) هنر خاص

د) هنر علمی

هـ) هنر اقتصادی و تبلیغاتی

و) هنر سیاسی

آگاهی ازمبانی پیدایش چنین جریانهایی جهت درک و فهم بهتر این عناوین ضروری است در همه آنها یک روح حاکم است «روح هنر» که با ذوق بشر مرتبط است.

• کلام آخـر

گرچه فقر پژوهشی و یا کژی شیوه و هدف گذاری آن امری فراگیر بوده و تنها حوزه هنر را شامل نمی‌شود اما با توجه به مفهوم هنر و پژوهش هنر، ما باید چارچوب پژوهش های هنری را روشن‌ گردانیم. پژوهش خوب زمانی زنده و پویا خواهدبودکه در تعامل یا تقابل با پژوهش‌های دیگر بوده باشد. به چیزی بتازد و یا از چیزی حمایت کند. بدنبال اثبات یانفی باشد.بنابر‌این اطلاع ازوضع پژوهشهای انجام شده بطور اعم، کاری است بسیار مهم. پژوهش خوب زمانی مسیر درستی راخواهد پیمودکه هم از خود اطلاعات مفید برجای گذارد و هم از اطلاعات برجای مانده آگاهی داشته باشد. در این صورت، فرضیه، نفی، اثبات، هدف در پژوهش، معنی دقیق و صحیحی خواهند یافت.

پژوهش علمی می باید واحد مطالعه را نیز تعیین کند. اینکه چه زمینه هایی می تواند مستقیم و یا غیر مستقیم مقاله پژوهشی راغنی ترکند.تشخیص این نیازمحتاج دقت نظراست نه پیروی ازروش های متداول. واحدمطالعه، از جریانهای ابتدایی، کلمات تا مفاهیم گسترده بهره می گیرند اما می باید قبلاٌ به جایگاه اعتبار

+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1390ساعت 20:58  توسط آصف حسینی  | 

در جوهره خود کم و کم سوخت معلم
تا درس محبت به من اموخت معلم
درمکتب او تاک به افلاک رساندیم
نزدیک تر از هر کس و هر دوست معلم
عاشق شدن و ماندن در حس جوانی
با تیر قلم بر دلمان دوخت معلم
از نقش زدن با قلمی بر دل دیوار
نوری ز حقیقت به دل افروخت معلم
این شعر و قلم نیست سزاوار سپاسش
والاتر از این شعر زمان اوست معلم ..

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390ساعت 19:3  توسط آصف حسینی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390ساعت 18:56  توسط آصف حسینی  | 

همان طور كه مي دانيد زمين توسط جو احاطه شده است. جو حاوي ذرات گرد و غبار، بخار آب، نيتروژن، اكسيژن، دي اكسيد كربن و ساير گازهاست. نور خورشيد براي آنكه به چشم ما برسد بايد از ميان جو عبور كند.
خورشيد منبع اصلي نور است. وقتي نور خورشيد از ميان جو عبور مي كند، توسط ذرات گرد وغبار، آب ومولكول هاي هوا در تمام جهات پراكنده مي شود. به همين جهت آسمان پس از طلوع خورشيد، روشن مي شود.
نور خورشيد تركيبي از هفت رنگ بنفش، نيلي، آبي، سبز، زرد، نارنجي و قرمز است. وقتي نور خورشيد از ميان مولكول هاي جو زمين عبور مي كند، پرتو هاي بنفش، نيلي و آبي بيش از پرتوهاي قرمز منعكس مي شود. به همين دليل وقتي به آسمان نگاه مي كنيم، اين پرتوها بيشتر از ساير پرتو ها به چشمان ما مي رسند. ما مخلوطي از اين سه رنگ را به رنگ آبي به نظر مي بينيم.
اگر زمين جوي نداشت، آسمان سياه به نظر مي رسيد. آسمان ماه، تيره و تاريك است؛ زيرا ماه جوي ندارد كه نور خورشيد را منعكس كند. فضا نيز كاملاً تاريك است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390ساعت 22:14  توسط آصف حسینی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390ساعت 22:12  توسط آصف حسینی  | 


1- با توکل به خدا و نام خدا کلاس را شروع کنیم.
2- اخلاص در عمل تدریس و تقوا را رعایت کنیم.
3- زمان هر جلسه تدریس را در نظر داشته باشیم تا با کمی یا زیادی وقت مواجه نشویم.
4- وقت کلاس را به مطالب بیهوده و کم فایده صرف نکنیم.
5- سعی کنیم ساعت تدریس را تغییر ندهیم.
6- به هنگام تدریس، نشاط روحی و عاطفی خود را حفظ کنیم.
7- با خوشرویی تدریس کرده و همواره چهره بشّاشی داشته باشیم.
8- احساسات و عواطف دانش آموزان را جریحه دار نکنیم.
9- تلاش کنیم فضایی عاطفی بوجود آوریم.
10- سعه ی صدر داشته باشیم و از فضل فروشی بپرهیزیم.
11- وفای به عهد، خوش قولی و تواضع در تدریس را از یاد نبریم.
12- به هنگام تدریس؛ آرامش خود را حفظ کنیم.
13- از قضاوت ناصحیح نسبت به دانش آموزان پرهیز کنیم.
14- اشتباهات خود را توجیه نکنیم.
15- از علماء ،بزرگان و شخصیتهای دینی با احترام نام ببریم.
16- از به کار بردن کلمات خارج از نزاکت بپرهیزیم.
17- پرگوئی نکنیم، در واقع آنقدر بگوئیم که می توانیم بشنویم.
18- رازدار و محرم اسرار دانش آموزان باشیم.
19- از تعصب بیجا بپرهیزیم.
20- از دانش آموزان توقعات بیش از اندازه نداشته باشیم.
21- رسا و روان بودن کلمات و جملات را رعایت کنیم.
22- از داشتن تکیه کلام پرهیز کنیم.
23- در تدریس ذوق و سلیقه به کار ببریم.
24- آرام و شمرده تدریس کنیم.
25- ساده تدریس کنیم ؛اما عمیق.
26- در املاء کلمات دقت کنیم و کلمات را صحیح روی تابلو بنگاریم.
27- ذوق و استعداد دانش آموزان را شناسایی و هدایت کنیم.
28- بین دانش آموزان رقابت سالم و مثبت ایجاد کنیم.
29- در برخوردها عدل و انصاف را رعایت کنیم.
30- به دانش آموزان توجه و نگاه یکسان داشته باشیم.
31- با دانش آموزان همدردی کنیم.
32- از تشویق به موقع غافل نشویم.
33- سخن دانش آموزان را بی مورد قطع نکنیم.
34- کارها و فعالیتهای مربوط به کلاس را بین دانش آموزان تقسیم و به آنها مسئولیت بدهیم.
35- در هنگام موعظه ، خود را مخاطب اصلی قرار دهیم.
36- به مقررات محیط آموزشی احترام بگذاریم.
37- سعی کنیم کردار و رفتار خوبی از خود نشان دهیم.
38- پیش از تدریس، شناختی اجمالی از وضعیت ، موقعیت و سطح معلومات دانش آموزان بدست آوریم.
39- بیش از اندازه در کار دانش آموزان ، خود را دخالت ندهیم.
40- به کار خویش ایمان داشته باشیم.
41- سعی کنیم شخصیت علمی و اجتماعی خویش را پیش دانش آموزان سبک نکنیم.
42-مقررات خشک و افراطی را زا کلاس دور کنیم.
43- نسبت به فعالیت دانش آموزان بی تفاوت و بی توجه نباشیم.
44- در تدریس از گروه گرائی و خط بازی خودداری کنیم.
45- بر موضوعات درسی ، تسلط و از آن اطلاع کافی داشته باشیم.
46- در افزایش آگاهیها و محتوای علمی و درسی خود بکوشیم.
47- به سؤالات دانش آموزان با لحن خوب و مناسب پاسخ دهیم.
48- مطالعه پیش از تدریس و آمادگی قبلی جهت تدریس داشته باشیم.
49- برنامه ریزی درسی داشته باشیم.
50- از ابتکار و خلاقیت در تدریس استفاده کنیم.
51- از روشهای تدریس و نحوه ی به کار گیری آنها آگاه باشیم.
52- به کیفیت شروع ، ادامه و پایان درس توجه داشته باشیم.
53- به هنگام تدریس مطالب ، تنوع را فراموش نکنیم.
54- از تجربیات درسی و تدریس دیگران استفاده کنیم.
55- در هر درس مطالب نو وتازه ای بیان کنیم.
56- سعی کنیم دانش آموزان در ارتباط با درس فعالیت عملی داشته باشند.
57- دانش آموزان را نسبت به یادگیری درس تشنه کنیم.
58- در صورتی که احساس خستگی در چهره دانش آموزان مشاهده کردیم، از ادامه تدریس خودداری کنیم.
59- سعی کنیم همواره اشکالات تدریس خود را رفع کنیم.
60- موضوع و عنوان درس را در ابتدای تدریس مشخص و بازگو کنیم.
61- درس را مرحله به مرحله تدریس کرده و از شاخه به شاخه پریدن بپرهیزیم.
62- بیش از اندازه ی معمول به جزوه ، کتاب و یا متن درس نگاه نکنیم.
63- از طرح شبهات و اشکالات بدون جواب بپرهیزیم.
64- جمع بندی درس را در انتها فراموش نکنیم.
65- از داشتن لحنی یکنواخت و تن صدای ثابت بپرهیزیم.
66- در هنگام تدریس ، در یک مکان ثابت توقف نکنیم.
67- دقت کنیم تمرینها یا مسائل ( تکالیف) در حد توان دانش آموزان باشد.
68- در هنگام تدریس از وسائل و امکانات آموزشی موجود حداکثر بهره را ببریم.
69- در هنگام تدریس حتی الامکان از مثال استفاده کنیم.
70- خلاصه ی درس را در انتهای تدریس بازگو و از دانش آموزان نیز بخواهیم.
71- ظاهری آراسته و منظم داشته باشیم و در نظر بگیریم که زیبایی ، سادگی است .
72- در کارهایمان نظم داشته باشیم تا الگوئی مناسب برای دانش آموزان باشیم.
73- نتایج ازمونها را بررسی کنیم تا نقاط ضعف و قوت را بیابیم.
74- در هنگام خشم، بر احساسات و عواطف خود غلبه کنیم.
75- در تمام کارهای خود ، قاطعیت و برش داشته باشیم.
76- دانش آموزان را در بالا رفتن از نردبان علم و دانش یاری کنیم.
77- در هنگام تدریس سعی کنیم تمام توجه دانش آموزان را به خود جلب کنیم.
78- فرصت انتقاد از خود را به دانش آموزان بدهیم.
79- از اینکه نسبت به پاسخگوئی به برخی از سؤالات قادر نیستیم ، هراس به خود راه ندهیم و به راحتی اقرار کنیم که پاسخ آن را نمی دانیم.
80- تجارب تازه خود را در اختیار دانش آموزان قرار دهیم و به یاد داشته باشیم که معلم هنرمند کسی است که با ایجاد شرایط و موقعیتهای مناسب آموزشی ، خود کمتر تدریس می کند ، ولی دانش آموزان بیشتر یاد می گیرند.

 منبع:www.zibaweb.com

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390ساعت 22:9  توسط آصف حسینی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم دی 1389ساعت 18:54  توسط آصف حسینی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم دی 1389ساعت 18:44  توسط آصف حسینی  | 

سال تحصیلی جدید راخدمت همکاران گرامی دانش آموزان عزیز و اولیای بزرگوار تبریک  عرض می کنیم.                                                                                                                                              
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مهر 1389ساعت 21:8  توسط آصف حسینی  |